به ياد نجمه زارع و به آنان كه شعرهايش را دوست دارند
بعد از تو سرد و خسته و ساکت تمام روز...
با صد بهانه‌ی متفاوت تمام روز...
هی فکر می‌کنم به تو و خیره می‌شود
چشمم به چند نقطه‌ی ثابت تمام روز
زردند گونه‌های من و خاک می‌خورد
آیینه روی میز توالت تمام روز
در این اتاق، بعدِ تو تکرار می‌شود
یک سینمای مبهم و صامت تمام روز
گهگاه می‌زند به سرم درد دل کنم
با یک نوار خالیِ کاست تمام روز
«من» بی «تو» مرده‌ای متحرّک تمام شب...
«من» بی «تو» سرد و خسته و ساکت تمام روز...

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 14:11  توسط هواداران | 

روز 31 شهريور 1384 روز تولد دوباره‌ي نجمه زارع است

روزي كه ايشان پرواز را تجربه كرد تا براي هميشه كلمات در زندگي‌شان

جاي خالي كسي را حس كنند. كسي كه عشق را در روح كلمات مي‌دميد

و جاودانه شدن را به بالهايشان پيوست مي‌كرد. كسي كه دنيا هر سال روز

31 شهريور دلتنگش مي‌شود و دلتنگي‌هاي دوستانش نفس‌گير، مثل بغض همه‌ي

ابرهايي كه دلتنگ بارانند.

روحش شاد و يادش جاودان


+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 8:46  توسط هواداران | 

سلام دوستان عزيز

از آنجا كه مديريت چنين وبلاگي كمي مشكل است و حرفي تازه براي زدن هم گاهي لازم. لذا ما دست به دامن شما دوستان زنده ياد زارع مي‌شويم از همه‌ي خانم‌هاي شاعري كه از ايشان خاطره‌اي دارند كه قابل طرح در وبلاگ باشد درخواست همكاري مي‌كنيم و همچنين از دوستاني كه احيانا شعري چاپ نشده از ايشون دارن ممنون مي‌شم براي ما ارسال كنند.

نكته ديگر اينكه دوستان مي‌تونن به انتخاب خودشون غزلي از ايشون رو براي ما انتخاب كنن و بفرستن تا ما به‌عنوان يك پست قرارش بديم و بازديد كننده‌ها هم به اون امتياز بدن و در آخر هر ماه يا سال مشخص كنيم ببينيم پرطرفدارترين غزل‌هاي ايشون كدوم غزل‌هاس

در ضمن از اين به بعد پست ‌ها به نام دوستاني كه كارها رو مي‌فرستند به همراه آدرس وبلاگشون ثبت مي‌شه

منتظر ايده‌ها، شعرهاي انتخابي و خاطرات شما ادب دوستان و شاعران خوب ايران زمين هستيم

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 10:10  توسط هواداران | 
غم که می‌آید در و دیوار، شاعر می‌شود
در تو زندانی‌ترین رفتار شاعر می‌شود

می‌نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی
خط‌کش و نقاله و پرگار، شاعر می‌شود

تا چه حد این حرف‌ها را می‌توانی حس کنی؟
حس کنی دارد دلم بسیار شاعر می‌شود

تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم
از تو تا دورم دلم انگار شاعر می‌شود

باز می‌پرسی: چه‌طور این‌گونه شاعر شد دلت؟
تو دلت را جای من بگذار! شاعر می‌شود

گرچه می‌دانم نمی‌دانی چه دارم می‌کشم
از تو می‌گوید دلم هر بار شاعر می‌شود

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اسفند 1389ساعت 13:23  توسط هواداران | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ما دوستداران شعر نجمه زارع آمده‌ايم تا با شما شعرهاي او را بخوانيم و يادش را زنده نگه داريم
(استفاده از منابع اين وبلاگ با ذكر منبع بلامانع است)

پیوندهای روزانه
وب سایت‌ها
سیامک آقایی
محمد معتمدی
مجید اخشابی
حجت اشرف‌زاده
سالار عقیلی
حسام الدین سراج
محمد اصفهانی
علی لهراسبی
فرزاد فرزین
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1390
شهریور 1390
تیر 1390
اسفند 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
پیوندها
زندگي‌نامه
وبلاگ فارسي زبانان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM